گنجور

شمارهٔ ۱۹۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای من غلام آنکه غلام غلام توست

در آرزوی جرعه ی جام مدام توست

جام جهان نمای جم و چشمه ی خضر

گر راست بشنوند زمن عکس جام توست

بر مقدم تو گر برود گو برو سرم

سرهای گرد نان جهان زیر گام توست

گر شد دل رمیده ی من رام عشق تو

نبود عجب که توسن افلاک رام توست

هرگز نه ممکن است که خواهد خلاص یافت

هر دل که قید سلسله ی همچو دام توست

جایی دگر کدام و پناهی دگر کجا

اینش نه بس که در حرم اهتمام توست

گر بگذرد نزاری بر یاد خاطرت

او را تمام اگر چه که او ناتمام توست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام