گنجور

شمارهٔ ۱۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

عیبم مکن که دوست ندارم رقیب را

کز دست او به خواب نبینم حبیب را

گر من شکایتی کنم از غصه رقیب

از باغبان رسد گله ای عندلیب را

ای من غریب شهر تو دانی نه لایق است

گر جانبی نگاه نداری غریب را

من جهد می کنم به وصالت ولی چه سود

دولت مساعدت نکند بی نصیب را

بیمار عشق و دردِ دل و صحت و دوا

ممکن که در خیال نگنجد طبیب را

در مکتب معلّم عشق و مجال آن

باشد محال ابجد هوّز ادیب را

با دوست غم مدار ز دشمن نزاریا

با خویشتن مبر به مصلا صلیب را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.