گنجور

شمارهٔ ۱۳۴۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای زندگیِ جان ها الّا به تو جان حی نی

این جا که منم آری آن جا شی و لا شی نی

صاحب نظران گرچه بی دیده ترا دیدند

اعما چو نمی بیند افتد به سرِ پی نی

عارف نبود هرگز در زاویه بنشسته

اَطباقِ سماواتش گر زیرِ قدم طی نی

گر نوش طمع دارد با نیش فرا سازد

تا جویِ عسل بیند امّا مگس و قی نی

از خویش به در رفته بی تو نبود یک دم

بنیاد برافکنده اوقات کند پی نی

دردِ تو کسی دارد کز درد نمی نالد

در داغِ تو می سوزد امّا اثرِ کی نی

تو حاضر و ما طالب آخر چه حجاب است این

در عینِ حضوری تو موقوف به جا کی نی

هر چند گدایانت خوارند و زبون امّا

شوریده ز جامِ تو کم تر ز جم و کی نی

در دوستی لیلی وحشی شد و سودایی

مجنونِ سبک دل را مِن بعد سرِ حی نی

یک جرعه نزاری را در کام چکانیدی

سر رفت و هنوز از سر بیرون نشود می نی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احمدی فقیه نوشته:

سلام و درود
عالی بود عالی

کسی می تونه این بیت را معنا کنه؟

عارف نبود هرگز در زاویه بنشسته
اَطباقِ سماواتش گر زیرِ قدم طی نی

👆☹

حسین پورشریف نوشته:

درود بر جناب احمدی فقیه!
برداشتم این گونه است:
با خلوت‌گزیدن و ریاضت‌کشیدن و ذکرگفتن، نمی‌توان به شناخت واقعی از خداوند رسید و به اصطلاح عارف شد.
باید پله‌های صعود را درنوردید و طی کرد تا به مقام قرب الهی و شناخت حق رسید.

👆☹

محسن.۲ نوشته:

عارف نبود هرگز در زاویه بنشسته
اَطباقِ سماواتش گر زیرِ قدم طی نی
حسین خان به درستی معنا کردند
به آنکه در گوشه ای نشسته ، لقب عارف زیبنده نیست ، قبل از آنکه طبقات آسمان عشق را زیر پا نهد.
شاید منظور هفت شهر عشق باشد
از عطار:
گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی، درگه است
هست وادی طلب آغاز کار
وادی عشق است از آن پس، بی کنار
پس سیم وادی است آن معرفت
پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک
پس ششم وادی حیرت صعب‌ناک
هفتمین، وادی فقر است و فنا
بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی، روش گم گرددت
گر بود یک قطره قلزم گرددت

👆☹

احمدی فقیه نوشته:

سلام و درود
از جناب دکتر پورشریف عزیز بابت معنا و تفسیر زیبای ایشان سپاس‌گزاری می‌کنم.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام