گنجور

شمارهٔ ۱۲۵۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

به حال من چه شود گر نظر کنی روزی

برین شکسته‌ی هجران گذر کنی روزی

چه کینه‌هاست ز من در دلت نمیدانم

مگر چو مهر من از دل برون کنی روزی

نعوذ بالله اگر با شکسته‌ای چون من

وفا و عهد به شوخی دگر کنی روزی

مگر چو تنگ شکر در میان ما آیی

کنار تا به میان پر شکر کنی روزی

شبی دگر چو قضا از درم در آیی باز

به جانِ من چه شود کاین قدر کنی روزی

شود معاینه فردوس بیتِ احزانم

هوایِ کنجِ نزاری اگر کنی روزی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام