گنجور

شمارهٔ ۱۲۴۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چه دلبری که به دل داریی نپردازی

همین و بس که دل می بری به طنّازی

به پیش خلق ز جور تو پرده بردارم

اگر ز رخ نفسی پرده برنیندازی

دلم ز پای درآمد بیا و دستم گیر

سری به کار درآور مکن سرافرازی

به خوبی تو چه نقصان رسد اگر نفسی

دلِ شکسته دلی را به لطف بنوازی

نیاز بنده و ناز تو چند بردارد

به حسن یک دو سه روزه این چنین چه می نازی

عنان عقل رها کن که هیچ نگشاید

ز نقش بندی و طرّاری و عجب سازی

ز من حیا نکنی از خدا نیندیشی

که هر زمان به جفا حیله ای نو آغازی

اگر حواله ی کار تو با خدای کنم

مسلّمت نشود با خدا حیل بازی

شبی که گوش کنی ناله نزاری را

اگر چه سنگ دلی هم چو موم بگدازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام