گنجور

شمارهٔ ۱۱۹۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دلبرا با ما سر پیوند داری یا نداری

راست برگو الله الله راست داری یا نداری

عیب نتوان کرد باید سر به مسکینی نهادن

گر به پیوند چو من شوریده ای سر در نیاری

با تو ما باری به یک دل در میان داریم صد جان

تا تو خود با ما و از ما در میان یا برکناری

سر برآوردیم با تو از گریبان محبت

شسته از چرک طبیعت دامن پرهیزگاری

روزگارم صرف شد در انتظار وصل و از تو

دست باید شست اگر هم داستان روزگاری

نیست روی دیگرم روی من و خاک تشفع

چون ندارم زور و زر باری برآرم دست زاری

مجمع کروبیان گویند اللهم اسمع

هر چه از گردون برآید نالۀ زار نزاری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام