گنجور

شمارهٔ ۱۱۹۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مرا به چاشنیی جانبی مگر داری

که گوشه ی دهنی خوش‌تر از شکر داری

ز دلبران که به حسن و جمال مشهورند

سر تو دارم و بس تا تو خود چه سر داری

اگر چه شهر پر از شاهدان چالاک‌اند

تو خود به عشوه‌گری شیوه ی دگر داری

ملاحت است و حلاوت کمالِ خوبی و تو

ز هر چه وصف توان کرد بیش‌تر داری

که را رسد که کند با تو در میان دستی

مگر دوالِ کمر را اگر کمر داری

به گوشۀ تتقی کز جمال بنمایی

نقاب بازگشایی حجاب برداری

به لطف یک نظری کن زکات خوبی را

به سوی منتظرانی که بر گذر داری

مکن که روزِ مظالم بگیردت دامن

که دادخواه بسی ناله بر اثر داری

بیار دست و به عهدِ وفا به دستم ده

سرِ نزاری شوریده سر اگر داری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام