گنجور

شمارهٔ ۱۱۸۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

وفا نکردی و از دوستی بگردیدی

صلاحِ خویش مگر شیوه ی دگر دیدی

زمانه داد بسی روزگار هجرانم

تو چون زمانه مگر چشم تیره در دیدی

مگر زمانه خلافِ منت نمود به خواب

که طرفه خوابی شیرین‌تر از شکر دیدی

کنون تُرُش منشین چون به عرض گه رفتی

متاعِ نازک و بازارِ تیز و تر دیدی

چو دست داد به من در وفا چه گفت ای دل

به چشم تجربه باری قدم بگردیدی

نزاریا نه ترا گفته‌ام که از خوبان

وفا و عهد نبینی بگو اگر دیدی

نگفتمت تو نزاری نزاریا زنهار

که با قوی نکنی دست در کمر دیدی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام