گنجور

شمارهٔ ۱۱۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای یار برشکسته از ما این چه عادت است

آخر بیا که روی تو دیدن سعادت است

بیمار رنج برده ی دیرینهی توام

ما را چنان بپرس که شرط عیادت است

خود اشتیاق روی تو از هر چه در خیال

ممکن بود که شرح پذیرد زیادت است

مشنوکه مهرت از دل تنگم برون رود

بدگوی را هر آینه تخلیط عادت است

ایمانی من درست به بالای چست تست

در نفی لا نه اول حرف شهادت است

دیرینه دوستی تو هم راه جان ماست

ما راز بدو کون به تو این ارادت است

گر می کشد نزاری و گرمی نوازدت

تو مستفید باش که زو استفادت است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام