گنجور

شمارهٔ ۱۱۵۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مرا جز تو باری نباشد مرادی

که وحدت نبودست بی اتحادی

به عقد ِ بناگوشِ تست اعتقادم

جز اینم نباشد دگر اعتقادی

اگر نه به تو زنده باشم چه باشم

چو بر رویِ دیوارِ نقش عِمادی

چو هست این محبت زمبدایِ فطرت

نه ممکن که مبدا بود بی معادی

به هرزه نباشد هم آخر ز جایی

طمع کرده ام در حصولِ مرادی

گشادی درآید به کارم که آخر

کمر بسته ام از پی انقیادی

به دست آورم عاقبت پای مردی

به سر وقت ما آخر افتد جوادی

وصال تو ممکن که گردد میسر

بکوشم که هم واجب است اجتهادی

گرت دل ز سنگ است هم جنبشی کن

نزاری نباشی کم از هر جمادی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام