گنجور

شمارهٔ ۱۱۴۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چه شب بود آن که از ما برشکستی

کزان شب باز در در وصل بستی

چه رسوا کردی اندر شهر ما را

شدی در پرده‌ی عصمت نشستی

رقیبان گرچه مانع می‌شوندت

نگویم نیستی معذور هستی

ولی گه گه ز روی مهربانی

کم آخر زان که پیغامی فرستی

غرض‌خواهان زبان در من کشیدند

گناهم عاشقی بوده‌ست و مستی

ز من برگشتی از بهر رقیبان

به رغم دوستان دشمن‌ پرستی

نزاری از رقیبان چند نالی

کم خود گیر از دشمن برستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام