گنجور

شمارهٔ ۱۱۱۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر هیچ به کویِ ما کنی رای

بر خانه ی چشم ما فرود آی

گرچه نبود چو من گدا را

در خوردِ نزولِ پادشا جای

زان روی که خانه خانه ی تست

زنهار مضایقت مفرمای

تا پیش کشی کنیم حالی

از حقّه ی دیده ی گهرزای

پروای کسی دگر ندارم

از توبه خودم کدام پروای

دریاب که شد ز دست کارم

آخر گذری کن از سرِ پای

ای سرو روان به موسم گل

روزی به طوافِ باغ ما آی

هم بلبل را چو من در آشوب

هم باغ به روی خود بیارای

گو باد نزاری و به زاری

آیا بود این سعادتم وای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام