گنجور

شمارهٔ ۱۱۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دلم چو زلف پریشان دوست پر تاب است

ز سوزناکی چو ماهیی که بر تابه‌ست

از آن زمان که بدیدم پر آب چشمانش

کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است

گزاف نیست ز سیلاب دیده گر گویم

به جنت بحر کنارم محیط پایاب است

چو پیش چشم بر استد خیال ابروی دوست

گمان برم که مرا روی در دو محراب است

محققان نپسندند بر دو قبله نماز

دو سکه بر درمی کار مرد قلّاب است

تهی شده ست دماغم ز فرط بیداری

ولی چه سود که بختم همیشه در خواب است

دگر کسان ز رقیبان دوست بگریزند

پناه جان نزاری جواز بوّاب است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام