گنجور

بخش ۶ - پیری بطلب - در تسلیم

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » دستورنامه
 

یکی پیر رهبر طلب ای جوان

که راه از پسش پیش بردن توان

بدو ده زمام و برون شو ز خود

نداری دگر کار با نیک و بد

به تسلیم او چون مسلم شوی

نمودار سرّ دو عالم شوی

مشو پس رو غولِ وهم و خیال

به افسون خربط مرو در جوال

محقّق دگرگونه دارد سخن

معّول مکن بر مزلزل ، مکن

مکن اقتدا جز به مرد خدا

قیاس تو غول است نه مقتدا

به حق بازیابی مُحق را نخست

دگر باره حق از مُحق شد درست

کسی مقتدا در امامت نکوست

که نور خدا در دل پاک اوست

بدان نور یابی خلاص از ظلام

تتبع بدان نور کن و السلام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام