گنجور

بخش ۷۸ - حدود لحسا

 
ناصرخسرو
ناصرخسرو » سفرنامه
 

و چون از لحسا به جانب مشرق روند هفت فرسنگی دریاست. اگر در دریا بروند بحرین باشد و آن جزیره ای است پانزده فرسنگ طول آن و شهری بزرگ است و نخلستان بسیار دارد و مروارید از آن دریا برآورند و هرچه غواصان برآوردندی یک نیمه سلاطین لحسا را بودی، و اگر از لحسا سوی جنوب بروند به عمان رسند و عمان بر زمین عرب است و لیکن سه جانب او بیابان و بر است که هیچ کسی آن را نتواند بریدن و ولایت عمان هشتاد فرسنگ در هشتاد فرسنگ است و گرمسیر باشد و آن جا جوز هندی که نارگیل گویند روید، و اگر از عمان به دریا روی فرا مشرق روند به بارگاه کیش و مکران رسند و اگر سوی جنوب روند به عدن رسند، و اگر جانب دیگر به فارس رسند.



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شکوه نوشته:

بریدن در اینجا به معنی جدا کردن قطعه ای نیست بلکه به معنی پیمودن آمده

👆☹

مجید میرزازاده نوشته:

ظاهرا شهر لحسا همین الهفوف کنونی سرزمین حجاز است که هنوز هم پر از درختان نخل است. شهری آباد در میان بیابان های گسترده.

👆☹

مجید میرزازاده نوشته:

امیری عرب به دروازه لحسا رفته بود و یک سال آن جا نشسته و از آن چهار بارو(دیوار حاشه شهر) که دارد یکی ستده (گرفته بود)و خیلی غارت کرد و چیزی به دست نداشته بود با ایشان(خیلی غارت کرده بودند ولی چیز مهمی بدست نیاورده بودند) و چون مرا بدید از روی نجوم (علم ستاره شناسی)پرسید: که آیا من که می‌خواهم لحسا بگیرم می توانم یا نه؟ که اینها بی دینند. من هم هرچه مصلحت بود می‌گفتم!

👆☹

مجید میرزازاده نوشته:

ناصر خسرو در ابتدا گفته که سردشان شده بود و قطعا وارد درگاه حمام که شدند که گرمتر از بیرون بود خوشحال و گرم شدند ولی صاحب حمام راهشان نداد. لذا پس از بیرون آمدن یشتر سردشان شده بود پس باید با شتاب می رفتند تا گرم شوند!!

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید