گنجور

بخش ۳۰ - قیساریه، کفرسایا، کفرسلام

 
ناصرخسرو
ناصرخسرو » سفرنامه
 

و از آن جا به شهری رسیدیم و آن را قیساریه خوانند و از عکه تا آن جا هفت فرسنگ بود شهری نیکو با آب روان و نخلستان و درختان نارنج و باروی حصین و دری آهنین و چشمه های آب روان در شهر مسجد آدینه ای نیکو چنان که چون در ساحت مسجد نشسته باشند تماشا و تفرج دریا کنند، و خمی رخامین آن جا بود که همچو سفال چینی آن را تنک کرده بودند چنان که صد من آب در آن گنجد، روز شنبه سلخ شعبان از آن جا برفتیم همه بر سر ریگ مکی برفتیم مقدار یک فرسنگ و دیگر باره درختان انجیر و زیتون بسیار دیدیم همه راه از کوه و صحرا، چون چند فرسنگ برفتیم به شهری رسیدیم که آن شهر را کفرسایا و کفر سلام می‌گفتند از این شهر تا رمله سه فرسنگ بود و همه راه درختان بود چنان که ذکر کرده شد.

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

گویان نوشته:

کایسری یا قیصریه در ترکیه امروزی

👆☹

بابک چندم نوشته:

@ گویان
گمان نکنم.
در اینجا او از بیروت گذر کرده و به سمت جنوب در حرکت است، بین حیفا و رامالا (رامله)…
به نظر مى آید که قیصرهاى روم همانگونه که اسکندر در نقاط مختلف شهرهاى اسکندریه را بنا مى کرد، در نقاطى مختلف قیصریه هاى متفاوتى
را بنا کرده بودند…

👆☹

بابک چندم نوشته:

“فرسنگ” از پارسى کهن مى آید، که از ترکیب پارا (Para) + آسانگا (asanga) است -> پارا(آ)سانگا (Para(a)sanga) …
(آ میانى حذف شده و به زبان نمى آید)
“پارا” در فارسى تبدیل شده به فَرا(ى) و وَرا(ى) ولى مفهوم خود را حفظ کرده، “آسانگا” هم چرخیده به سنگ…
“پاراسانگا” یا فَراسنگ یعنى فَراىِ سنگ که مشخص مى کند در همان ازمنه آنرا براى اندازه گیرى مسافت از یک سنگ تا سنگى دیگر در دشت و بیابان به کار مى گرفتند…

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید