گنجور

غزل شمارهٔ ۷۷۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد

چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد

سر خنب‌ها گشادم ز هزار خم چشیدم

چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد

چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد

که سمن بری لطیفی چو تو در برم نیامد

ز پیت مراد خود را دو سه روز ترک کردم

چه مراد ماند زان پس که میسرم نیامد

دو سه روز شاهیت را چو شدم غلام و چاکر

به جهان نماند شاهی که چو چاکرم نیامد

خردم گفت برپر ز مسافران گردون

چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد

چو پرید سوی بامت ز تنم کبوتر دل

به فغان شدم چو بلبل که کبوترم نیامد

چو پی کبوتر دل به هوا شدم چو بازان

چه همای ماند و عنقا که برابرم نیامد

برو ای تن پریشان تو وان دل پشیمان

که ز هر دو تا نرستم دل دیگرم نیامد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا افتخاری » شب عاشقان » همه را بیازمودم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی دبیر نوشته:

در مصراع «چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد»، باید میان واژه‌های «فرو» و «شدم» فاصله باشد. نگارش فعلی به غلط معنی «فروختن» را القا می‌کند، در حالی که منظور «فرو رفتن» بوده است.

همچنین مصراع نخست بیت ششم با «خردم بگفت» آغاز می‌شود.

👆☹

امین نوشته:

ذر بیت ششم مصرع اول مشکل وزنی وجود داره.
باید بنویسید” خردم بگفت برپر ز مسافران گردون”
اصلاح بفرمایید.

👆☹

محمد نوشته:

بیت سوم طبق خوانش دکتر سروش با نه عجب شروع میشود.

👆☹

بی سواد نوشته:

محمد عزیز
هر دو خوانش از جمله آن سروش ، نادرست می نمایند
هردو ، چه عجب و بویژه نه عجب اشاره به خنده گل و سمن دارند، در حالی که در مصراع بعدی، خبری از سمن بری که چشم به راهش بوده است در میان نیست
گمان نمی رود گل و سمن در نبود سمن بر لطیف شاعر دل و دماغ خنده داشته باشند.
شاید عجبا بوده است و مانا در نهان سراینده

👆☹

محمد نوشته:

در مصرع اول بیت اخر بین وان درسن نیست و آن درسته یعنی فاصله باید باشد

👆☹

همایون نوشته:

دل دیگر دلی است که آماده ملاقات شمس است و شمس نیز این را پی برده است و این گونه عرفان نوینی پیدا می شود که خورشید آن شمس است و ماه آن جلال دین و ما ستارگان که می کوشیم به سهم خود در نور فشانی هستی خود را بیازماییم

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام