گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای طایران قدس را عشقت فزوده بال‌ها

در حلقه سودای تو روحانیان را حال‌ها

در لا احب الآفلین پاکی ز صورت‌ها یقین

در دیده‌های غیب بین هر دم ز تو تمثال‌ها

افلاک از تو سرنگون خاک از تو چون دریای خون

ماهت نخوانم ای فزون از ماه‌ها و سال‌ها

کوه از غمت بشکافته وان غم به دل درتافته

یک قطره خونی یافته از فضلت این افضال‌ها

ای سروران را تو سند بشمار ما را زان عدد

دانی سران را هم بود اندر تبع دنبال‌ها

سازی ز خاکی سیدی بر وی فرشته حاسدی

با نقد تو جان کاسدی پامال گشته مال‌ها

آن کو تو باشی بال او ای رفعت و اجلال او

آن کو چنین شد حال او بر روی دارد خال‌ها

گیرم که خارم خار بد خار از پی گل می‌زهد

صراف زر هم می‌نهد جو بر سر مثقال‌ها

فکری بدست افعال‌ها خاکی بدست این مال‌ها

قالی بدست این حال‌ها حالی بدست این قال‌ها

آغاز عالم غلغله پایان عالم زلزله

عشقی و شکری با گله آرام با زلزال‌ها

توقیع شمس آمد شفق طغرای دولت عشق حق

فال وصال آرد سبق کان عشق زد این فال‌ها

از رحمة للعالمین اقبال درویشان ببین

چون مه منور خرقه‌ها چون گل معطر شال‌ها

عشق امر کل ما رقعه‌ای او قلزم و ما جرعه‌ای

او صد دلیل آورده و ما کرده استدلال‌ها

از عشق گردون مؤتلف بی‌عشق اختر منخسف

از عشق گشته دال الف بی‌عشق الف چون دال‌ها

آب حیات آمد سخن کاید ز علم من لدن

جان را از او خالی مکن تا بردهد اعمال‌ها

بر اهل معنی شد سخن اجمال‌ها تفصیل‌ها

بر اهل صورت شد سخن تفصیل‌ها اجمال‌ها

گر شعرها گفتند پر پر به بود دریا ز در

کز ذوق شعر آخر شتر خوش می‌کشد ترحال‌ها

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۲۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

CCX در ‫۹ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۴۴ نوشته:

با سلام
بیت دوم که تلمیح به آیه ی شریف انعام 76 دارد
"لا احب افلین" باید به صورت "لا احب الافلین" نوشته شود
با تشکر
و...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۳ نوشته:

حق را گروهی هغ می نگارند ولی من هنوز به درستی نمی دانم اما رودکی می فرماید
مهرجویی زه من و بیمهری. هده خواهی زه من و بیهده ای
اینجا هده خواهی یعنی حق خواهی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۳۳ نوشته:

ادم به رقص در میاد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۸ نوشته:

از غلغله کلمه غلغلستان را هم داریم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناکام کرد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۸ نوشته:

با سلام
در بیت 14 به نظرم کلمه « متلف» مُؤتَلِف : الفت گیرنده و مونس و متجانس و قرین درست می باشد .
از عشق گردون مُؤتَلِف بی‌عشق اختر مُنْخَسِف ...
از عشق گشته دال الف بی‌عشق الف چون دال‌ها

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۹ نوشته:

زهیدن در معنی تولد و زادن به کار رفته است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۴ نوشته:

درباره رابطه شتر و شعر میتوان به آوازهایی که برای تندتر دویدن شتر ها خوانده میشده (حدی)اشاره کرد اما هرگاه واژه شتر و شعر را میشنویم اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب برایمان تداعی میشود که بیانگر همین رابطه است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ساشا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۸ نوشته:

با سلام خیلی ممنون میشم در مورد مصرع :
از عشق گشته دال الف بی‌عشق الف چون دال‌ها
توضیح داده بشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شیخ در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۲۳ نوشته:

ساشا به نظر میاد منظور از تبدیل اف به دال و برعکس نوعی تشبیه حروف ا و د به راست قامتی و خمیدگی ظاهری و روحی از بود و نبود عشق باشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۹ نوشته:

این غزل به خوبی عرفان و شناخت جلال دین پیش از دوستی با شمس را نشان می دهد و سند خوبی برای ارزیابی دستاورد عظیم این دوستی است
آلودگی باور ها و ادبیات دینی سامی که در غزل های آینده زدوده می شود یکی از این نشانه هاست
و اینکه جلال دین از ابتدا به شعر اهمیت می داده و ذوق آن را داشته و آیین درویشی و عشق را نیز از پدر عارف مسلک خود آموخته است
سستی مضامین این غزل چنانچه در برابر تک تک موارد مشابه در غزل های آینده جلال دین قرار بگیرد توانایی او را در اوج گیری پرواز معنوی نشان می دهد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آیدا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۴ نوشته:

من برام شعرها خیلی سنگینه چطوری میتونم بیشتر بفهمم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جادوگر در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۲ نوشته:

میشود دید میشود احساس کرد که جناب در حال سماع سروده اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیدجبار مقیمی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۵ نوشته:

با سلام و عرض ادب،جهت استحضار عزیزان مشتاق، در برنامه معرفت مورخه 7 فروردین ماه 97 بخشی از غزل توسط استاد حکبم غلامحسین ابراهیمی دینانی شرح و تفسیر شد.برای استماع آن میتوانید به سایت یا تلگرام برنامه معرفت مراجعه فرمایید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رؤیا در ‫۳ سال قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۷ نوشته:

دیوانه میشم وقتی این غزل رو میخونم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رؤیا در ‫۳ سال قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۹ نوشته:

واقعا قشنگه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمدرضا در ‫۳ سال قبل، چهار شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۷ نوشته:

این شعر زیبا از مولانا جلال الدین محمد بلخی متخلص به مولوی سرشار از حکمت و عرفان می باشداین بیت چقدر زیباست
از رحمة للعالمین اقبال درویشان ببین
چون مه منور خرقه‌ها چون گل معطر شال‌ها
رحمه للعالمین اشاره به وجود مبارک حضرت رسول الله می باشد.در کل استخوان بندی شعر بسیار محکم و قوی بوده و روح خواننده را سرشار از معنویت می کند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mehdi shiraz در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۵ نوشته:

پاسخ حاشیه های غزل قبل در بیت اول و ادامه آمده که: ای طایران قدس را عشقت فزوده بال‌ها، در حلقه سودای تو روحانیان را حال‌ها
منظور کلیه عرفا حلقه ها یا درجات مختلف خدائی است که با دفع شیطان در درونمان میآید و خط راست و راستی و صداقت شیطان را کنار زده راه خدا را میگشاید و همه مشمولین یگانگی هستیم تنها مطلب اینکه یا شیطان یا خدا ولی در درجات مختلف

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۸ نوشته:

دوستان ادب دوست سلام، گیشنهاد میکنم برای آشنایی بیشتر با حضرت مولانا و حضرت شمس تبریزی، کتاب ملت عشق را حتما مطالعه بفرمایید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۴ نوشته:

نویسنده کتاب ملت عشق خانم الیف شافاک و مترجم خانم زهرا یعقوبیان هستند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تکین در ‫۲ سال قبل، چهار شنبه ۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۵ نوشته:

اقای علی، افاضات شما چه ربطی به این بیت دارد؟!! چرا میخواهید خرافه های مذهبیتان را در هر چیزی بگنجانید؟! من تردید دارم که شما حتی یک غزل مولانا را بدرستی درک کرده باشید ، چرا که به یقین تمام اشعار میدارم که درک فقط یک غزل مولانا شما را از تمامی این خرافه ها نجات میبخشید!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۳ نوشته:

سلام
دوستان کسی نیست این غزل رو خط بخط تفسیر کنه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرزانه در ‫۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۴ نوشته:

تاثیرعشق در هستی سبب پیوند سپهر گردون و وحدت کل هستی شده است و بی عشق جهان هستی تیره و تاریک خواهد بود، عشق خمیدگی حرف "دال " را به "الف" تبدیل می کند و بر عکس در صورت نبودن عشق "الف" به "دال" تبدیل می شوند . *موتلف: الفت گیرنده *منخسف: تیره و تاریک ۱۵_ آبِ حیات آمد سَخُن کاید ز علم "مِن لَدُن"* جان را از او خالی مکُن تا بردهد اعمال‌ها سخنی که از علم باطنی سرچشمه گیرد مانند آب حیات، زندگی آفرین است. پس جان و روانت را از این نوع علوم خالی مکن ، تا اعمال نیک از انها بر اید. *من لدن: علم الهی ۱۶_ بر اهلِ معنی شد سخن، اِجمال‌ها، تفصیل‌ها بر اهلِ صورت شد سخن، تفصیل‌ها، اِجمال‌ها برای صاحبدل کلام حق بصورت اجمالی(فشرده، مختصر) هم بیان بشود ، او به تفصیل از نکات دروک خواهد داشت در حالی که اگر نکته ای را با تفضیل برای ظاهر بینان بیان کنند،دریافت او بسیار اندک خواهد بود.(ظاهر بین درک معرفت حقیقی ندارد) ۱۷_ گر شعرها گفتند پُر، پُر بِه بُوَد دریا ز دُر کز ذوقِ شعر، آخِر شتر، خوش می‌کَشَد* تَرحال‌ها* اگر شعری گفته می شود پر محتوا باشد بسیار ارزشمند است مانند دریایی که پر از مروارید باشد نسبت به دریایی بدون مروارید ارزشمندتر خواهد بود. تاثیر خواندن شعر برای شتر عاملی برای سریعترحرکت کردن و تحمل بیشتر می کند. یعنی شتران به وجد می آیند دیگر حساب کن شعر پر معنی با انسان چه می کند .. *می کشد: تجمل می کند *ترحال: کوچ کردن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرزانه در ‫۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۶ نوشته:

1_ای طایران قُدس را عشقت فزوده بال‌ها در حلقه سودایِ تو، روحانیان را حال‌ها ای وجودی که عشق تو به طالبانت (عارفان) بالها برای پرواز داده است و این عارفان در وادی عشق تو حالت های روحانی پیدا کرده اند. ۲_در لا اُحِبُ الآفِلین پاکی* ز صورت‌ها یقین در دیده‌های غیب بین، هر دَم ز تو تِمثال‌ها حضرت ابراهیم گفت : من افول کنندگان را نمی پرستم (ایه ۷۶ سوره انعام)، بی شک تو از این صورت ها منزه هستی و در نزد روشن بین ها و باطن بین ها هر لحظه تجلّی از تو نمایان می شود . * پاکی: تو پاک هستی ۳_ افلاک از تو سرنگون خاک از تو چون دریای خون ماهت نخوانم ای فزون از ماه‌ها و سال‌ها کهکشا نها از عشق تو سرنگون می شوند و زمین مانند دریایی از خون می شود.(اشاره به نشانه های رستاخیز)، من تو را به ماه تشبیه نمی کنم ای معشوقی که از ماه و سال برتری. تو لازمانی و لاتشبیه ی. ۴_ کوه از غمت بشکافته، وان غم به دل درتافته یک قطره خونی یافته از فضلت این افضال‌ها کوه طور از تجلی عشق تو متلاشی شد و این همان عشقی است که در دل ذرات قرار دارد و به اراده تو یک قطره خون( نطفه) به انسانی با این فضل و کمال تبدیل شده است. ۵_ای سروران را تو سند* بشمار ما را زان عدد دانی سران را هم بود اندر تبع* دنبال‌ها ای وجودی که تکیه گاه بزرگان حقیقی طریقت(انبیاء و اولیا) هستی، ما را هم در شمار آنان قرار بده، تو اگاهی که این واصلان دنباله رو تو هستند و ما هم دنباله رو آنهایم . *سند: تکیه گاه *تبع:دنباله ۶_ سازی ز خاکی سَیّدی، بر وی فرشته حاسِدی* با نقدِ تو جان، کاسِدی*، پامال گشته مال‌ها خداوندا از خاک انسان را آفریدی و فرشته ای (ابلیس) به آن حسادت کرد و با اینکه انسان کامل داری توانایی و ارزشی بود که ابلیس به آن حسادت کرد باز در برابر توانایی تو قادر متعال بسیار ناتوان است. *حاسدی:حسادت کننده *کاسدی: کسادی، بی رونق ۷_ آن کو تو باشی بالِ او، ای رِفعت* و اِجلال* او آن کو چنین شد حالِ او، بر روی دارد خال‌ها آن کسی که تو بال پروازش باشی ، بزرگی و جلالش قابل بیان نیست و کسی که دارای این حال است،علائم این عشق و حال خوب در رفتار، گفتار و کردارش پیداست. *رفعت:بلند مرتبه *اِجلال: بزرگواری ۸_گیرم که خارَم خارِ بَد، خار از پیِ گُل می‌زِهد* صَرّافِ زر هم می‌نهد جَو بر سرِ مثقال‌ها فرص کنم که من خارِ بدی هستم ولی خار بدنبال گل وجود دارد (گُل بی خار وجود ندارد و زندگی خار در کنار گُل است)، ولی صراف هم برای وزن کردن طلا از کوچکتر واحد وزن استفاده می کند.یعنی خوبی و بدی همیشه در کنار هم هستند و نقص وجود من در کنار تو خالق جبران می شود . *می زهد: زندگی می کند، زاد و ولد می کند ۹_ فکری بُده ست اَفعال‌*ها، خاکی بُده ست این مال‌ها قالی بُده ست این حال‌ها، حالی بُده ست این قال‌ها هر عملی قبلا فکر بوده و این ارزش ها ابتدا از خاک بوده (ثروت ها از زمین سرچشمه می گیرد، گیاهی، جمادی و حیوانی.) حال خوش امروز قبلا قال (گفتار) بوده و از گفتارها مطلبی در درون انسان جا می گیرد و حال خوش ایجاد می شود و این نکته معنوی که در مال حال خوب ایجاد می کند خود گفتار عارفی است. *افعال:اعمال ۱۰_ آغاز عالم غلغله پایان عالم زلزله عشقی و شکری با گله آرام با زلزال‌ها* جهان هستی با غوغا و شور عشق شروع شد و همگی مست شدند و در نهایت با زلزله بپایان می رسد.( اشاره به آغاز قیامت). عشق و سپاسگزاری با گلایه از ناملایمات کنار می آیند و در طوفان ناملایمات همیشه در اعتدال هستند. *زلزال ها:زلزله،لرزیدن زمین ۱۱_ توقیعِ* شمس آمد شَفَق*، طُغرا*یِ دولت عشقِ حق فالِ وصال آرَد سَبَق*، کان عشق زد این فال‌ها امضای شمس (خورشید) سُرخی افق است و عشق حق هم امضای نیک بختی است،(سعادت حقیقی در گرو عشق الهی است) وصال حق از عشق سبقت می گیرد و از این عشق است که به وصال خداوند نایل می شویم. *توقیع: امضا *شفق: سرخی افق *طعرا: قوس ، منجنی * سبق: سبقت گرفتن ۱۲_ از رَحمَة لِلعالمین، اقبال درویشان ببین چُون مَه منوَّر خرقه‌ها، چون گُل مُعطَّر شال‌ها اقبال درویشان از برکت وجود خداوند است . این درویشان از انوار خداوند، نورانی شده اند و این نور بر لباس هایشان هم سرایت کرده است، باطن نورانی ،ظاهر را هم نورانی می کند. ۱۳_ عشق امرِ کل، ما رُقعه‌*ای، او قُلزَم* و ما جُرعه‌ای او صد دلیل آورده و، ما کرده استدلال‌ها* عشق حق عظمت هستی و ما ناچیز در برابر ان ، او دریای محبت و ما جرعهای در برابر آن . خداوند دلیل های زیادی برای اثبات عشقش به ما نشان داده و ما در مقابل همش چون و چرا کردیم و دلیلدبرای رد آن می آوریم. *رُقعه: صفحه قُلزم: دریای *استدلال: دلیل آوردن ۱۴_ از عشق، گَردون مؤتَلِف*، بی‌عشق، اختر مُنخَسِف از عشق، گَشته دال، الف، بی‌عشق، الف چون دال‌ها

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهرداد شادمهر در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۴ پاسخ داده:

سپاس فراوان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.