گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من

وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من

قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من

وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من

واله و شیدا دل من بی‌سر و بی‌پا دل من

وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من

بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من

ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من

سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو

آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

گه چو کباب این دل من پر شده بویش به جهان

گه چو رباب این دل من کرده علالا دل من

زار و معاف است کنون غرق مصاف است کنون

بر که قاف است کنون در پی عنقا دل من

طفل دلم می نخورد شیر از این دایه شب

سینه سیه یافت مگر دایه شب را دل من

صخره موسی گر از او چشمه روان گشت چو جو

جوی روان حکمت حق صخره و خارا دل من

عیسی مریم به فلک رفت و فروماند خرش

من به زمین ماندم و شد جانب بالا دل من

بس کن کاین گفت زبان هست حجاب دل و جان

کاش نبودی ز زبان واقف و دانا دل من

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
منبع اولیه ویکی‌درج

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

یادگار در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۴ نوشته:

سلام در بیت چهارم گمانم این طور درست باشه
" بیخود و مجنون دل من کاسه ژر خون دل من /ساکن و گردون دل من طاق ثریا دل من "

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نوشا در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۴ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۳ نوشته:

این غزل با صدای ناب شهرام ناظری شنیدنی ست .....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

asy در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۶ نوشته:

این غزل با صدای ناب محسن چاوشی شنیدنیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهدی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۴ نوشته:

چه کرده چاوشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۸ نوشته:

به نظرم محسن چاووشی در نهایت اوج هنر موسیقی این شعر رو خونده.
بهش تبریک می گم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امیر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۴ نوشته:

محسن چاوشی معرکه خونذه این شعرو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مینو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۷ نوشته:

سلام و خسته نباشید. یه سوال که برام پیش اومده اینه که توی مصراع: "سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو" اتصال بین لاغر تو و همچنین گوهر تو ، ایا کسره قرار میگیرد یا نه؟
ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

جاوید در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۳ نوشته:

بیت هایی که در ترانه محسن چاوشی شنیده میشود ولی در این صفحه نیست، از کجا آمده است؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

پرویزی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۴۰ نوشته:

چند تاش شعر معاصره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرتضی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۷ نوشته:

در پاسخ به مینو، با توجه به معنی شعر، حتما باید کسره داشته باشه اما به دلیل محدودیت های موسیقایی، محسن چاوشی به اون شکل خونده.
در پاسخ به جاوید، لطفا به غزل شماره 1822 مراجعه کنید. اجرای محسن چاوشی ترکیبی از این دو غزل هست و بر خلاف گفته دوست مون، از شعر معاصر هم استفاده نشده! پدیده ی غریبی نیست ترکیب اشعار یک شاعر برای اجرا. قبلا بارها اتفاق افتاده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۱ نوشته:

وای خدا خیر بده محسن چاوشیو که هم مارو با این شعر فووووقالعاده مولانا آشنا کرد و هم به هنرمندی تمام خوندش. آدم یاد سماع کردن میفته!!! در ضمن متن آهنگ محسن چاوشی از سه تا غزله. یک غزل که همینه. یکی دیگه مطلعش با این یکیه ولی بقیه ابیاتش فرق میکنه. اینم لینکش: مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۸/ غزل سومم مطلعش اینه: ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من/جور مکن که بشنود شاد شود حسود من

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

گمنام در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۲ نوشته:

دوستان،
این محدودیت ها موسیقایی!!! هم بهانه ای بسیار عالی است برای بد خوانی های برخی مدعیان.
اگر محدودیت موسیقایی در میان است چه اصراری به خواندن آن دارید؟؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

گمنام در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۴ نوشته:

ببخشایید،
محدودیت های موسیقایی!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمدرضا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۲ نوشته:

با سلام خدمت دوستان که هر کدام در صحبتتان اشتباهاتی داشتید می خواهم بدین وسیله اصلاحشان کنم:
یکم , اثر آقای چاوشی بدون هیچ گونه محدودیت موسیقیایی خوانده شده و نحوه خواندن اعراب ها در ترانه ایشان کاملا مطابق با اصول ، و صحیح هستند.(تنها استثنا این مطلب تبدیل کلمه "گردان"به شکل محاوره ای آن "گردون" می باشد که البته با توجه این که این کلمه موازنه بودن بیت را به هم زده وجود کلمه گردون (در جناس با پر خون در مصرع نخست) باعث تصنیع بیشتر بیت میشود که البته در سایر نسخ این غزل (ژر خون / گردون ) نیز موازنه انجام شده است .لکن سازندگان اثر در مورد این کلمه کمی شیطنت به خرج دادند.
دوم , متن شعر ایشان ترکیب سه غزل میباشد. که این غزل ها از نطر کلمه ردیف و مفهوم با مشابه یکدیگر اند. و این به زیبایی اثر آقای چاوشی افزوده است.(پای هیچ شعر معاصری در میان نیست)
سوم , ارادت !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عادل در ‫۵ سال قبل، دو شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۵ نوشته:

با سلام
آنچه از بیت اول و دوم مشخص است مخاطب معشوق است نه دل بنابراین در مصرع “سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو” اگر مخاطب رو معشوق بدانیم که به نظر هم صحیح هست سوخته و لاغر و در طلب گوهر همون "دل " هست و به کسره نیاز دارد و وزن هم دچار سکته نمی شود.اگر بدون کسره بخوانیم سوخته و لاغر و در طلب گوهر یا توصیف معشوق هست که حتمن اشتباه هست ، یا مخاطب دل است که در مصرع به نظر معنا می دهد اما با مصرع بعد و بیت قبل که دل به صورت غایب استفاده شده نه مخاطب، سازگاری ندارد . در ضمن "گردون" به همین صورت بارها در اشعار مولانا استفاده شده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

میلاد در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۵۰ نوشته:

خیمه زدن بر لب دریا را چگونه تفسیر می کنید؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عادل در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۵۲ نوشته:

"دل" در طلب "گوهر" ی از دریای عشق آمده و بر لب ساحل خیمه زده ،مابقی را شاعر بیان نکرده که یا "دل " به دریا می زند برای یافتن "گوهر" یا صبوری می کند تا دریا "گوهر" خود را به "دل " برساند، که کار دوم از عشق بعید و از عاشق بعیدتر است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرصاد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۵۹ نوشته:

محسن چاوشی نابغه موسیقی پاپ ایرانه...باعث افتخارمونه...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

وحید در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۵ نوشته:

سلام، اونایی که می‌گن چاووشی معرکه خونده این شعر رو،‌بهتره این شعر رو با صدای شکیلا هم یک بار گوش بدن.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عبدالصبور در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۰۳ نوشته:

این چاوشی دیونه کرد ما رو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بهار در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷ نوشته:

این غزل رو استاد شهرام‌ناظری به زیبایی اجرا کردن.جالبه که بسیاری از غزلهای مولانا رو استاد ناظری پیشتر خوندن ولی در گنجور اسمی از ایشون برده نمی شه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Mahyar در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۴ نوشته:

«دل من» منبع زندگی است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین در ‫۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۹ نوشته:

این ابیاد را خواننده افغان به نام ذبیح هدایت در سبک راک بسیار عالی خوانده است خالی از لطف نیست شنیدنش.
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حجت الله مالمیر در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۸ نوشته:

عزیزان مولانا از دل خویش گفته شما هم از دل خودتان بگویید کجا رفته چه ها دیده در جستجوی دل بودن همان جستجوی حضور است دل کجاست جز ظرف بودن ما.....دل ما این یگانه پیمانه که هر دم یار لبریز میکند از بودن و زندگی غلط های املایی را رها کنید جستجو کنید دلت کجاست آن فوق ثریا آن فوق ثریا سبحان الله سبحان الله ازدلی که فوق ثریا دید سبحان الله

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Ouchen در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۵۸ نوشته:

 

💜غزلی ناب و آهنگین که سرتاسر شور و هیجان است. یکی دیگر از مناجات های حضرت #مولانا با معشوق. این بار #مولانا از معشوق می‌خواهد که مراقب دلش باشد، دلی که بی پرده متعلق به معشوق است نه دل احساسی و ذهنی که همگان دارند. #مولانا وقتی از دل حرف می‌زند،عموما دو معنا از دل را گسترده می‌کند، یکی دلی که همگان می‌شناسیم که مرکز عواطف و احساسات و هیجانات است و دیگری دلی که از عواطف و احساسات و هیجانات پست (نه متعالی) فارغ شده و به آفریننده متصل شده است و در این‌جا منظور همین دومی ست. چرا که پس از وصف‌های آهنگین در چند بیت، سرانجام جایگاه دلی که منظور سخن است را در بیت چهارم و پنجم به روشنی بیان میکند:فوق ثریا دل من و بر لب دریا دل من.اینجا سخن از دلی ست که مقامش بالاتر از فلک است و پس از تحمل رنج سوختن اینک در لبه ی دریا مأوا گرفته است. دریا در ادبیات عرفانی بزرگانی چون #مولانا و #عطار نماد حقیقت ذات پاک الهی ست که سرچشمه ی پاکی ها و معدن همه ی گوهرهای شناخت و معرفت است. #مولانا وقتی سخن از دلی که در ساحل این دریاست می‌زند، شاید می‌خواهد جایگاه فعلی خود در وادی عرفان را به مخاطب بشناساند، یک قدم تا فنای در ذات پاک الهی که همان غرق شدن در دریا و یکی شدن در آن است. هر چند که #مولانا در بسیاری از سروده هایش از مقام فنای خود نیز پرده برمی‌دارد اما نقداً در این غزل خود را در ساحل این دریا می‌بیند. و باز در بیت واپسین به شیوه ی بسیاری از سروده هایش، مهر خاموشی بر لب می‌زند و از پرده افکنی بیشتر دست می‌کشد ، آنجا که خطاب به خود می‌فرماید که بیش از این سخن مگو چرا که زبان، حجاب دل است،کاش که اصلاً زبانی نداشتم تا دلم به واسطه‌ی آن پرده از اسرار بردارد.

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Ouchen در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۵ نوشته:

 

💜غزلی ناب و آهنگین که سرتاسر شور و هیجان است. یکی دیگر از مناجات های حضرت #مولانا با معشوق. این بار #مولانا از معشوق می‌خواهد که مراقب دلش باشد، دلی که بی پرده متعلق به معشوق است نه دل احساسی و ذهنی که همگان دارند. #مولانا وقتی از دل حرف می‌زند،عموما دو معنا از دل را گسترده می‌کند، یکی دلی که همگان می‌شناسیم که مرکز عواطف و احساسات و هیجانات است و دیگری دلی که از عواطف و احساسات و هیجانات پست (نه متعالی) فارغ شده و به آفریننده متصل شده است و در این‌جا منظور همین دومی ست. چرا که پس از وصف‌های آهنگین در چند بیت، سرانجام جایگاه دلی که منظور سخن است را در بیت چهارم و پنجم به روشنی بیان میکند:فوق ثریا دل من و بر لب دریا دل من.اینجا سخن از دلی ست که مقامش بالاتر از فلک است و پس از تحمل رنج سوختن اینک در لبه ی دریا مأوا گرفته است. دریا در ادبیات عرفانی بزرگانی چون #مولانا و #عطار نماد حقیقت ذات پاک الهی ست که سرچشمه ی پاکی ها و معدن همه ی گوهرهای شناخت و معرفت است. #مولانا وقتی سخن از دلی که در ساحل این دریاست می‌زند، شاید می‌خواهد جایگاه فعلی خود در وادی عرفان را به مخاطب بشناساند، یک قدم تا فنای در ذات پاک الهی که همان غرق شدن در دریا و یکی شدن در آن است. هر چند که #مولانا در بسیاری از سروده هایش از مقام فنای خود نیز پرده برمی‌دارد اما نقداً در این غزل خود را در ساحل این دریا می‌بیند. و باز در بیت واپسین به شیوه ی بسیاری از سروده هایش، مهر خاموشی بر لب می‌زند و از پرده افکنی بیشتر دست می‌کشد ، آنجا که خطاب به خود می‌فرماید که بیش از این سخن مگو چرا که زبان، حجاب دل است،کاش که اصلاً زبانی نداشتم تا دلم به واسطه‌ی آن پرده از اسرار بردارد.

 

از پیج اینستاگرام ouchen_1 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.