گنجور

شمارهٔ ۲۱ - جواب پسر

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات
 

گفت به حاجب که بشه باز پوی

خدمت من گوی و پس آنگه بگوی

با منت از بهر تمنای ملک

خام بود پختن سودای ملک

پخته‌ئی آخر ! دم خامان مزن

من زتو زادم! نه تو زادی زمن

ملک به میراث نیابد کسی

تا نزند تیغ دو بسی

نیستم آن طفل دیدی نخست

بالغ ملکم به بلاغت درست

خرد مخوانم که ز دور ز من

داد خدا دور بزرگی به من

جز تو کسی گردم این در زدی ،

سرزنش تیغ منش سر زدی

لیک توئی چون به پی این سریر

من ندهم ، گر تو توانی بگیر !



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify