گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

مرا تا با تو افتاده ست پیوند

نه در گوشم نصیحت رفت و نه پند

دل من می جهد هر لحظه از جای

به دیدارت چنانم آرزومند

ندارم صبر، اگر باور نداری

بگیر، اینک بیا، دستم به سوگند

که نی رسم محبت من نهادم

که رفته ست اول این حکم از خداوند

زبام آسمان فراش فطرت

برآمد، زیر پا این طشت افگند

دلم خون است از شوق وصالت

چو مادر در فراق کشته فرزند

هزاران چشمه از چشمم روان است

که سنگین تر غمی دارم ز الوند

نباشد جان مشتاقان بیدل

ز جانان بیش ازین مهجور و خرسند

برو این خسرو بیجان دل زار

تن بیچاره بیجان بیش مپسند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.