گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

ساقی بیا که موسم عیش است و میم و نی

می ده که لاله گون شده از باده ری و خی

رخ بر فروز و زلف مسلسل گره بزن

تا بشکند جمال تو بازار میم و هی

مه را به روی خوب تو نسبت کجا رسد

ای رویت آفتاب و لبت شین و کاف و ری

شکر شد از خجالت لعل تو آب وار

بر شین و کاف و ری چو کشیدی تو خی و طی

خط معنبر تو چو دور قمر گرفت

کردند عاشقان تو تر ری و دال و می

روح مجسمی تو نه عقل مصوری

ای روح عقل مثل تو نادیده بی و تی

بتگر چو دید پیش رخ و قامت تو کرد

از شرم کارخانه صد ساله طی و بی

طی کن حدیث دور زمان، جام می بیار

تا باغ روح را دهم آبی ز میم و یی

می خور، مخور غم دل و دین، خسروا، دگر

بگشا به مدح خسرو آفاق لام و بی

لب بر لب نگار نه ار دست می دهد

خالی قدح مدار ز باده و میم و یی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.