گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد

در شهر بی تو نتوان والله که در جهان هم

خواهی به دیده بنشین خواهی به سینه جاکن

سلطان هر دو ملکی این زان تست و آنهم

صد منت از تو بر من کز دولت جمالت

بد نام شهر گشتم رسوای مردمان هم