گنجور

شمارهٔ ۸۹۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای دلاویزتر از رشته جان کا کل تو

برده سوی تو دلم موی کشان کاکل تو

سنبل غالیه سایست چو صبا شانه زده

شده بر خرمن گل مشک فشان کا کل تو

داده از کار فرو بستة من موی بموی

خبر آن طرة دلبند و نشان کاکل تو

همچو شمشاد که از باد به پیچ افتد و تاب

در تو پیچیده و افتاده چنان کاکل تو

گر بسازند گل از غالیه و آب حیات

هم نشابد که بشویند به آن کاکل تو

عود خوش بو بود و مشک ولیکن ز همه

بر سر آمد چو بر آمد ز میان کاکل تو

دل که دزدید سر زلف تو از دست کمال

برده و در زیر کله کرد نهان کاکل تو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.