گنجور

شمارهٔ ۷۱۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چه بودی گر شبی در خواب رفتی چشم بیدارم

مگر دیدار بنمودی ز روی مرحمت بارم

اگر صاحبدلی بودی که بر من مرحمت کردی

بگوش او رسانیدی حدیث چشم بیدارم

دلم دلبستگی دارد که بر خاک درش میرد

ولی هرگز بکوی او گذر کردن نمی بارم

گر آن بدمهر سنگین دل نگیرد دست من روزی

شبی در حضرت باری بزاری دست بردارم

شود رشک گلستان ارم صحن سرای من

اگر روزی چو بخت از در در آید سرو گلبارم

اگر سرو قبا پوشم بخاکم بگذرد روزی

کفن برخورد با سازم هزاران نعره بردارم

کمال خسته را دیگر نصیحت کی قبول افتد

خدا را بگذر ای ناصح بحال خویش بگذارم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید