گنجور

شمارهٔ ۵۰۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مرا دلیست که از بار بار میطلبد

بسوز سینه انگار بار می طلبد

مرا دلیست که گر مست باشد و هوشیار

زمست خواه ز هشیار بار می طلبد

بکنج صومعه هوشیار در طلب نه و مست

فتاده بر در خمار یار می طلبد

از طرف بر در و دیوار کعبه اوست مراد

که عاشق از در و دیوار بار می طلبد

نخواست جنت اعلى و حور صاحب طور

زیار طالب دیدار بار می طلبد

به شاخسار طلب عندلیب شب

نشسته با دل بیدار بار می طلبد

همه شب دو کون طالب گلزار جتند و کمال

از بوستان و گلزار بار می طلبد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید