گنجور

شمارهٔ ۳۱۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از سر هوای وصل تو بیرون نمی رود

سودای لیلی از دل مجنون نمی رود

چشمم نظر به غیر جمالت نمی کند

باد نو از طبیعت موزون نمی رود

تا دورم از کنار تو یک لحظه نگذرد

کاندر میان دیده و دل خون نمی رود

آن صورتی که با تو مرا دست داده بود

تا بسته است نقش در دل و بیرون نمی رود

آری مگر علاج به قانون نمی رود

تا بسته است نقش در دل و بیرون نمی رود

گفتی نمی رود به دلت آرزوی من

ای آرزوی دیده و دل چون نمی رود

دل خوش کن ای کمال و شکایت مکن ز دوست

گر بر مراد رأی نو گردون نمی رود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.