گنجور

شمارهٔ ۳۰۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

آنها که لب چون شکرستان نو پابند

آن نقل همان در خور دندان نو پابند

زیر قدمت خاک شده جان عزیزست

هر گرد که بر گوشه دامان تو پابند

از چشمه حیوان نئوان بافت همه عمر

آن لطف که در چاه زنخدان پر پابند

آنجا که به خط سبز کنی خوان ملاحت

طاووس ملایک مگس خوان تو پابند

از خاک شهیدان گل رحمت شکنانه

مر غنچه که در سینه ز پیکان نو پابند

زینگونه که من بافتم آن لعل روان بخش

گر جوی بهشت است که جویان پر پابند

جنت طلبان هرچه بجویند ز طوبی

در قامت چون سرو خرامان تو بابند

گر خضر بقا چون خطت از آب بقا بافت

عشاق حبات از لب خندان نو پابند

بردی دل عشاق کمال از سخن خوب

خوبان عمل نه ز دیوان نو پابند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید