گنجور

شمارهٔ ۲۸۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل که شد زآن زلف سودانی مزاج

نیستش غیر از تو معجون علاج

زهر ناب از دست تو عذب فرات

بی تو آب زندگی ملح اجاج

زلفت از دامن فشاند آن خاک پای

نیست آری مشک را در چین رواج

راز حسنت چون بپوشاند دلم

کی شود مصباح پنهان در زجاج

آن رخ از خویان برد شطرنج حسن

گرچه باشد هر یکی را رخ زعاج

خاک پایت بر سرم تاج کی است

این چنین سر کی بود محتاج تاج

دست سلطانان نمی بوسد کمال

نیست سلطان را به درویش احتیاج



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن