گنجور

شمارهٔ ۲۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل بردی و دین رواست اینها

ای جان جهان چهاست اینها

بندم ز غمت جدا شد از بند

از جور و ستم جداست اینها

گفتی دهمت هزار دشنام

دشنام مگو دعاست اینها

خاک ره و گرد پاش گرد آر

ای دیده که توتیاست اینها

بر روی تو خال های مشکین

بر دل همه داغ هاست اینها

چشم خوش و خال خوش خط خوش

از جمله بتان کراست اینها

دل شد ز کمال غایب و عقل

گر نیست به تو کجاست اینها



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید