گنجور

رباعی شمارهٔ ۱

 
خیام
خیام » رباعیات
 

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

غلامحسین بنان » آشنایی با شیوه آواز استاد غلامحسین بنان - دستگاه ماهور (لوح اول) » تصنیف جهان گذران

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تباشا نوشته:

راز هستی در شعر خیام
پرسش های فلسفی خیّام ، در دور و بر معنای هستی انسان در این جهان و سرانجام او پس از مرگ می گردد . محور پرسش های خیّام مسائل انسانی است . دامنۀ اختیار انسان برای گزینش آنچه برایش خوشایند است و از رنج ها و ناکامی های او می کاهد ؛ علّت غائی آفرینش او چیست ؛ و پس از زندگی در این جهان به کجا خواهدرفت و چه سرنوشتی پیش رو دارد ؟ خیّام به اینکه هستی آفریدگاری دارد یا نه کاری ندارد . نه اثبات می کند و نه انکار. هرچند که گاهی به آن که کارگزار و آفریننده و دارندۀ هستی است اشارتی و طعنه ای دارد. بزرگترین پرسش او این آمدن و رفتن ماست . راز بزرگ هستی در نگاه موشکاف و دقیق این دانشمند ریاضیات و نجوم همین است که با وجود احاطۀ علمی بر بسیاری از معضلات طبیعت و کشف علل پدیدارهای جهان مادّی،چرا کوچکترین روزنه های دانایی انسان بر آنچه پس از این جهان هست یا نیست ، بسته است .

برای مطالعه ی ادامه ی مقاله به http://tabasha.blogfa.com/post-23.aspx
نگاه کنید

👆☹

رضا نوشته:

اینام ااز خیام هستش.بزارین تو سایت لطفا.

ابریق مرا شکستی ربی
بر من در عیش را بستی ربی
من می میخورم و تو میکنی بد مستی
خاکم به دهن مگر که مستی ربی

👆☹

رضا نوشته:

ناکرده گنه در این جهان کیست بگو
آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو

👆☹

رضا نوشته:

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
گفتا شیخا هرآنچه گویی هستم
اما تو چنان که مینمایی هستی؟

👆☹

هومن نوشته:

خیام بسیار هنرمندانه نقبی به آنچه که امروز اگزیستانسیالیسم نامیده میشود زده است. در صورتی مشکل خیام حل خواهد شد که مراد او جمال خویش را به خیام نمایان کند. یعنی خیام صرفا با خیال مراد خود آرام نمی گیرد و توانایی این را ندارد که با وصف او بنواند حتی قدمی بردارد.
ولی اگر مراد خیام چهره بنماید و او را رموز هستی بیاموزد, نهایت آرزوی خیام قبل از مرگش برآورده شده است

👆☹

سیما مهذب حسینیان نوشته:

با درود. با تشکر از زحمت دوستی که این رباعی از خیام را ارسال کرده است، شکل صحیح آن تصور می کنم به این صورت باشد، لطفا تصحیح شود.

ابریق می مرا شکستی، ربی

بر من در عیش را ببستی ربی

بر خاک بریختی می ناب مرا

خاکم به دهن مگر تو مستی ربی

👆☹

حمیدرضا.ف نوشته:

هیچ کدام از رباعیاتی که دوستان نوشته اند از خیام نیست.

👆☹

tabkom نوشته:

این رباعی احتمالا باید به این صورت باشد :
برخــــــــــــیز بتا بیـــــار بهـــر دل ما
حل کن به جمال خویش صد مشکل ما

یک کوزه می تا به هم نوش کنیم
زآن پیش که کوزه ها کنند از گل ما

کوزه می مورد نظر که باید نوش شود ، حتما باید در مصرع اول بیت اول آورده شود .

👆☹

علی قاضی زاده نوشته:

ابیاتی که دوستان اشاره کردند هیچکدوم مستند نیستند وعلتی که در رباعیات خیام قید نشده این است که منتسب به حضرت حکیمه و معلوم نیست از ایشان باشه

👆☹

علی بی ستاره نوشته:

اشعاری که اقای رضا نوشته را اینطور هم من شنیده ام
ابریق می مرا شکستی ربی
بر من در عیش را ببستی ربی
من می خورم و تو می کنی بد مستی
خاکم بدهن مگر که مستی ربی
……………….
شیخی به زن فاحشه گفتا مستی
هر لحظه بدامان کسی بنشستی
زن گفت شیخ آن چه گویی هستم
اما تو هر آنچه می نمایی هستی

👆☹

اصلان قزللو نوشته:

با درود فراوان
در بیش تر رباعی های خیام، تاکید بر غنیمت دانستن زمان، به ویژه زمان حال است. زیرا او مرگ را امری نا گزیر می داند.
رباعیاتی را که شاملو از خیام آورده، ۱۲۵ تاست و این رباعی در آن وجود ندارد.
از نظر سبک شناسی وجود واژه ی “برای” پس از زمان خیام است و خیام بیش تر از واژه ی مرکب “از بهر، زبهر” استفاده کرده است.

👆☹

محمد نوشته:

در مورد حاشیه رضا این شعر به نظر برای خیام نمیاید

👆☹

ابولفضل نوشته:

مصراع اول بیت اولدر بیشتر جاها به این صورت آمده برخیز بتا بیا زبهر دل ما که با توجه به عبارت « برای» که در زمان خیام بیشتر از واژه ازبهر استفاده می شده به نظر صحیح تر می رسد .

👆☹

رضا رحیق نوشته:

ای محبوبی که به لحاظ درک محدود ما از تو وعدم درک کامل حضور تو همچون بت که محدود است تو را آنچنان که توئی ادراک نمی کنیم به میانجیگری و اتصال دل برخیز و بر ما عنایتی کن ودل را به جمال خویش بیارای تا مشکل ما شدن (چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من = ما شدن ) و وحدت و یکتائی به زیبائی حضور کامل تو حل شود
تا این درک و اگاهی یکتائی و وحدت که شرابی مست کننده و مدهوش گر است را در این درک حضور بنوشیم از کوزه ای که حاصل تکامل بشریت است از ازل تا کنون و این کار را قبل از آنی بکن که تبدیل به ان کوزه شویم . چرا قبل از ان ؟ تا با این امر مبارک این کوزه را که مظروفی است به گنجایش تکامل بشری به گنجایشی بیشتر برسانیم برای دیگران که از ان می خواهند خورد

👆☹

صبور نوشته:

رباعى فوق چنین آغاز میشود.
بر خیز بتا بیا ز بهر دل ما
حل کن بجمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

بنظرم این شکل از این شعر صحیح تر باشد:
برخیز بتا بیار بهر دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما
درغیر این صورت ، گزاره یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم کامل نمی شود .

👆☹

بهزاد رحمانی نوشته:

اشعار رضا و بهرام درسته دوستان

👆☹

ناشناس نوشته:

آقای رضا رحیق، شما اصلا اشعار دیگه خیامو خوندی که داری اینطوری تفسیر میکنی.
در مورد رباعیات آورده شده هم صادق هدایت تو مقدمه ی ترانه های خیام هم این ها رو آورده و حرف خوبی هم زده:منسوب دونستن این مهملات به خیام از بد و بیراه گفتن به اون هم بدتره.(نقل به مضمون)

👆☹

امین کیخا نوشته:

مشکل خیام در واقع شکوه و رایومندی و حل نشدن مسایل هستی ست وگویا مشکل هستی با توانایی فکر حکیم و استادش ابوعلی سینا و حکمت مشاه ناگوار دنی است از این در به بیابان سرگشتگی فلسفی امده است او دانایی است که عالمیان باید به او بنازند بار امانت را هر کس بداند که نتواند کشید سرگشته می شود امام محمد بغدادی داماد خیام مرگش را چنین می نویسد خیام دندان هایش را خلال میکرد به ناگه ایستاد گفت کسان را خبر کنید تا اندرز ( وصیت) کنم و نخورد ونیاشامید تا خاکبوسی کرد گفت خدایا تورا تا دسترس خردم شناختم پس مرا بیامرز که شناخت من راه منست تا تو و سپس جان داد

👆☹

ehsan نوشته:

خیام به شادی بسیار اهمیت میدهد
دنیا را در شادی می بیند و بس
یک دم
یک نفس

👆☹

تاوتک نوشته:

صرفا جهت اطلاع استاد خوبم جناب شمس الحق

👆☹

حمیدرضا نوشته:

با سلام،
به نظرم این رباعی اینگونه باشد:
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
زن گفت که تو هرآنچه گویی هستم
آیا تو هم آنچه مینمایی هستی؟

👆☹

محمد مقدسی نوشته:

به گمانم در کتابهای زمان ما - حدود ۵۰ سال اینگونه نوشته بود :
شیخی بزنی فاحشه گفتا پستی
هر لحظه کنار ناکسی بنشستی یا هرشب به کنار …
گفت شیخا هر آنچه می فرمایی هستم
اما تو چنانکه می نمایی هستی

👆☹

هادی رسولی فر نوشته:

دوستان عزیز رباعیات خیام به قلم صادق هدایت قابل استناد نیست چون تمام رباعیات بدون تحقیق و تفحص چاپ شده و نظر شخصی صادق هدایت باعث نگارش برخی هجویات به قول از حکیم عمر خیام شده
من توصیه میکنم برای خیام شناسی و درک اشعار حقیقی خیام کتاب دمی با خیام اثر علی دشتی رو مطالعه کنید و علمی پیش برید
و به کتاب کسانی که در تخیلات تبحر دارن و عشقی بودن و خودکشی کردن استناد نکنید
هیچ کدام از اشعار بچگانه فوق هم مربوط به حکیم عمر خیام نیست

👆☹

بهمن رضازاده نوشته:

رضا جان ازت ممنونیم ولی درستش اینه
غلط……
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
گفتا شیخا هرآنچه گویی هستم
اما تو چنان که مینمایی هستی؟
درست…………
زیدی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
زن گفت زیدا هرآنچه گویی هستم
آیا تو چنان که مینمایی هستی؟

👆☹

نصیراحمد "عیار" نوشته:

دوستان رباعی درست آن اینگونه است
زیدی به رن فاحشه گفتا پستی
هر لحظه به دام دیگری دل بستی
گفتا زید هر آنچه گوئی هستم
اما تو آنچه مینمائی هستی

👆☹

سعید یوسفی خواه نوشته:

دوستان آنچه نظر اکثر کارشناسان امر را با خود همراه ساخته اینگونه خوانده می شود:
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پا بستی
گفت شیخا،هرآنچه گویی هستم
آیا تو چنان که مینماِی هستی؟

👆☹

دکتر فیروز فصیحی نوشته:

با أدب و احترام خدمت ادیبان گرام
کناب خیام نامه نوشته محمد رضا قنبرى که به چاپ سوم و چهارم رسیده است بهترین مرجع براى شناسائى حضرت عمر خیام نیشابورى نابغه بى همتاى تفکر ایران زمین میتواند باشد- که هر چند بسرعت مورد مطالعه و استناد بزرگان شعر و أدب پارسى بویژه خیام دوستان قرار گرفت ولى متاسفانه هنوز بحد کافى براى شناخت حضرت عمر خیام نیشابورى در سطح گسترده قرار نگرفته است فلذا مطالعه و بکار گیرى این کتاب بسیار وزین را که با زحمت وافر به رشته تحریر در امده به ادیبان توصیه مینمایم- همین بس که براى تألیف این کتاب ، تمام کتاب هائى را که تا بحال در بیان خیام بزبانهاى فارسى ، انگلیسى و عربى بچاپ رسیده مورد مطالعه ، بیان و ماخذ قرار گرفته است و صرف نظر از تحلیل عمیق در مورد خیام و رباعیات او ، هر گونه شک شبهه اى در مورد اصالت هر یک از رباعیات را بر طرف مینماید

👆☹

کمال نوشته:

باسلام وشب بخیربنده چندسال پیش تمام رباعیات شاعرمذکور(خیام)روجمع زدم وبه طریقی دردفترچه خاطرت خودثبت کردم که البته بنابقول معروف این کنجینه روبه آب رودخانه سپردم ،اماوقتی بخودامدم که دیگرکارازکارگذشته بودودسترنجم روآب برده بود.منظوراگرگاهی اوقات درکارهای روزمره ازکورهبدرشدیم وبقولی شیطان سراغمان امدبایک بسم ا… شیطان روازخودمان برانیم، بدورد،البته این گفته هاربطی به رباعی حاضرندارددرواقع آنها بارباعیات خیام مربوط واقع گردید،بدرود،وشبخوش.

👆☹

علی نوشته:

سلام من به دلیل علاقه ای که به رباعیات خیام دارم بیشتر منابع رو مطالعه کردم و به نظر من این رباعی منسوب به خیام است. به نظر من با خوندن رباعیات خیام از صادق هدایت خیلی راحت به نوع نگرش خیام و جهان بینی اون پی میبریم. وقتی خیام رباعی میگه انقدر عمیق و جهان شمول هست که نمیشه هر چیزی رو به او نسبت داد.

👆☹

سام نوشته:

خداوند دو درخت در وسط باغ گذاشت یکی درخت حیات و دیگری درخت شناخت نیک و بد
خیام به شما خواننده عزیز گوشزد می کند که فرصتی که دارى بی انتها کوزه ای که در آن شراب می خوری روزی خود تو خاک آن خواهی بود پس از دست دادن این زندگی از دست دادن معجزه خلفت خواهد بود…

👆☹

مجید نوشته:

علا قمندان به خیّام باید ” ترانه های خیّام ” تحقیق بسیار علمی و بی نظیر صادق هدایت را مطالعه کنند و گرنه چی بگم ؟.. ول معطّلند. آیا نسبت دادن این رباعی به خیّام درست است؟ آنهم در اوّلین حاشیه: ابریق می مرا شکستی ربّی …..

👆☹

سعید نوشته:

دوستان من قدیمی دارم فکر کنم مصراع اول رو غلط نوشتید
درستش اینه:
برخیز و بیا ز بهر دل ما

ولی نویشتید بتا برای دل ما
خواستید ایمیل بدید pdf یه نسخه خیلی قدیمی رو براتون بفرستم
ممنون

👆☹

رضا نوشته:

به نظر حقیر آینکه مفهوم و محتوای ابیات چیست مهمتر است از اینکه آیا این اشعار را حکیم عمر خیام گفته اند یا دیگری!

👆☹

کاوه کمالی نوشته:

با سپاس از همه دوستانی که در زمینه ادبیات و فرهنگ این سرزمین تلاش میکنند .

اشعار خیام یا اساتید دیگر همگی گنجینه ناب هستند .

معنی و مفهومی که در شعر بیان شده خیلی مهم تر از پس و پیش شدن یک کلمه است .

جهان بینی خیام کاملا واضح و اشکاره .

لطفا دنبال تار مو داخل شام عروسی نباشیم .

👆☹

محمدجواد نوشته:

شیخی به زن فاحشه گفتا پستی هر لحظه به دامان کسی بنشستی
زن فاحشه گفتا شیخ هرانچه گویی هستم ولی تو هر انچه مینمایی هستی؟

👆☹

علیرضا نوشته:

خیام بدون شک ندانم گرایی خداباور بوده، کما اینکه اعتقاد به وجود آفرینده در بسیاری از رباعی ها که جنبه پرسشگرانه و یا انتقادی نسبت به آفریننده و آفرینش دارند رو میشه به سادگی تشخیص داد. اصولا بدون شک او به دو چیز اعتقادی از جنس یقین داشته اولی وجود آفریننده و دومی مرگ به عنوان پایان کار برای آدمی. در این بین نسبت به باقی مسایل از صفات خدا گرفته (علم، حمت، عدالت وغیره) تا فلسفه و هدف آفرینش نگاهی شک گرایانه داشته. مذهب و باور های مذهبی رو هم به به طور کلی تاب نمی آورده کما اینکه به نظر میرسه تکرار بیش از حد و لجالت روی مصرف می و مشروبات الکلی هم بیشتر در لجاجت با قشریون باشه تا اعتقاد اون بزرگوار به مصرف الکل که اگه خیام مسیحی بود کلا این همه تاکید بر نوشیدن می و شراب بیشتر اشعار اون رو به هجو تبدیل میکرد تا یک اثر فلسفی و شجاعانه در دوران تعصبات دینی. تعابیر عرفانی هم از اشعار حکیم منطقی به نظر نمیرسه که ایشون جزو معدود شعرا و فلاسفه ای بوده که به سادگی هر چه تمام منظور رو بیان میکرده.

👆☹

مانتو گل پوشان نوشته:

با سپاس از همه دوستانی که در زمینه ادبیات و فرهنگ این سرزمین تلاش میکنند .

👆☹

گمنام نوشته:

هیچ کدام از اشعاری که دوستان گفتند از حضرت خیام نیست.خیام همیشه موجودیت الله رو زیر سوال برده است.

👆☹

mehdi shiraz نوشته:

خیام شناس نیستم وحاشیه های قبلی رانخواندم متاسفانه ولی
احتمالا خیام در حلقه ها یا مراحل ابتدائی عشق خدا بوده و یا از طرف حلقه پایینتر وی با عشق انسانی گفته ومیتواند تشبیه هم باشد. بزودی خواهیم دید….

👆☹

mehdi shiraz نوشته:

از مراحل ابتدائی عشق و یا عشق انسانی که شامل عشق شیطان هم میباشد سخن رانده اند حضرت خیام!.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام