گنجور

شمارهٔ ۲۷ - ایضاًله

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » ملحقات
 

بس پراکنده و پریشانم

ره فراکار خود نمی دانیم

هیچ جرمی نکرده محبوسیم

بی اوامی اسیر زندانیم

همجو خفاش روزکور همه

دشمن آفتاب رخشانیم

چون ستاره بشب برون آئیم

برخود از تیغ مهر ارزانیم

در نهان خانه ها چو هیچ نماند

ما بجای قماشه پنهانیم

زرد و لرزان و نیم مرده ز غم

راست همچون چراغ دزد نیم

همچو چنگ از گرفت می نالیم

مانده در پرده بی نوازانیم

هیچ فریادرس نمی بینم

هرچه فریاد بیش می خوانیم

گر شنیدی که در وجود کسی

زنده در گور خفت ما آنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام