گنجور

شمارهٔ ۳۷ - ایضاًله

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

امیر مقبل عالم که تا جهان بودست

بجز در آینده مانندۀ تو ننمودست

گشاد تیر تو بست دستها که بربستست

زبند رمح تو بس کارها که بگشودست

هزار بار ببازی سنان نیزۀ تو

هلال را زفلک همچو حلقه بر بودست

اگر چه قدر ترا من بر آسمان دیدم

چنین که می شنوم زان بسی بیفزودست

بساط حضرت عالی که بوسه جای منست

ز نقل سایۀ من مدّتیست کاسودست

ندام از چه سبب لطف میر چندین گاه

مرا ز روی کرم پرسشی نفرمودست

خطاست ، نسبت تقصیر با تو نتوان کرد

اگر تواند بودن زبخت من بودست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام