گنجور

شمارهٔ ۹۸

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

می شنوم باز که باری دگر

رغم مرا کرده یی یاری دگر

نیست قرارت بر من تا ترا

با دگری هت قراری دگر

تو بکنار دگران وز تو من

در هو بوس و کناری دگر

باز سرا کار نو آورده یی

اینت دگر ره سرو کاری دگر

نیک بدانست که ما جز بدی

از تو نکردیم شکاری دگر

دل بتو دادن نه صوابست، لیک

رفت ازین نوبت باری دگر

دل ز غم ار خون شودم گو که شود

نیست جز این کارش کاری دگر

خوش نبود الحق در راه عشق

هر نفسی تازه شماری دگر

ورنه توانم که کنم رغم تو

به ز تو یا همچو تو یاری دگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام