گنجور

شمارهٔ ۱۱۲

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

چو درد دلست این که من درفتادم؟

که در دام عشق تو دلبر فتادم

چه بد کرده بودم که ناگاه ازین سان

بدست تو شوخ ستمگر فتادم

به میدان عشق تو در ، اسب سودا

همی تاختم تیز و در سر فتادم

بدین گونه هرگز نیفتادم ار چه

درین شیوه صد بار دیگر فتادم

مرا با چنین صبر و دل عشق بازی

نبود اختیاری ، ولی در فتادم

ز غرقاب این غم رهایی نیابم

که در موج دیده چو لنگر فتادم

خیال لب و زلف و رویش بدیدم

بسر در گل و مشک و شکر فتادم

بلغزید دستم از آن زلف مشکین

بدان چاه سیمینش اندر فتادم

در آن چاه جانم خوش افتاد لیکن

ز بدبختی خویش بر در فتادم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین ،۱ نوشته:

این غزل در تکه ۱۷ ملحقات و مفردات سعدی نیز تکرار شده

کانال رسمی گنجور در تلگرام