گنجور

شمارهٔ ۱۵۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ترانه های تحیت سرودهای درود

نثار مجلس سلطان عاقبت محمود

بلند مرتبه شاهی که صبح و شام بود

ز جرعه ریزی او لعل دلق چرخ کبود

سحاب وار دهد فیض عاطفت بادا

همیشه سایه او بر جهانیان ممدود

زبان به توبه و دل مایل می ای ساقی

بشو دهانم ازین توبه شراب آلود

صفای صفوت جام تو دید صوفی شهر

به پیش آن چو صراحی نهاد سر به سجود

لباس عشرت ما چاک شد مغنی کو

که یک دو بخیه زند بر وی از بریشم عود

ز پیر میکده جامی مپوش حاجت خویش

که حاجت است کلید در خزانه جود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور