گنجور

شمارهٔ ۱۳۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ای ز تو قیل و قال ما همه هیچ

فهم و وهم و خیال ما همه هیچ

مالک الملک کاینات تویی

دعوی ملک و مال ما همه هیچ

خالی از فضل بر کمال تو هست

لاف فضل و کمال ما همه هیچ

باگهرهای گنج مخفی تو

نرخ سنگ و سفال ما همه هیچ

سایلان سماط جود توییم

بی جوابت سوال ما همه هیچ

بی نسیم قبول عاطفتت

طاعت ماه و سال ما همه هیچ

هست باهای و هوی مستانت

وجد جامی وحال ما همه هیچ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.