گنجور

شمارهٔ ۸۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

برآفتاب سلسله پرشکن مپیچ

مشکین طناب بر ورق یاسمن مپیچ

زخمم زدی هزار ز یک نکته ای رقیب

مانند مار این همه بر خویشتن مپیچ

بر تن شهید عشق تو را خون لباس بس

چون مرده فسرده اش اندر کفن مپیچ

خواهم که سر نهی به کنارم به وقت خواب

امشب خدای را که سر از حکم من مپیچ

باشد دلا فسانه آن زلف بس دراز

طوماروار در صفتش بر سخن مپیچ

بویش به هر مشام دریغ آید ای نسیم

مگذر بر آن قبا و در آن پیرهن مپیچ

جامی تو را کمال بس است این طریق خاص

در طور شعر خسرو و نظم حسن مپیچ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان