گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۷۹۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

مگر وزید نسیمی ز سرو سیمبر من

که باز شعله برآورد آتش جگر من

خجسته باد طلوع تو ای سهیل یمانی

که روز گشت به اقبال طلعتت سحر من

لبم ز سوز نفس سوخت دیده از تف گریه

بسوخت آتش عشق تو جمله خشک و تر من

به گریه گفتم ازین در مرا مران به سر خود

به خنده گفت بر این در میا دگر به سر من

ز دیدن تو که محروم مانده ام نه ز دوری ست

که چون پری ز لطافت نهانی از نظر من

ز اشک و چهره به راه تو سیم و زر بکشیدم

که خاک راه تو بهتر ز وجه سیم و زر من

مکن به علم نظر عیب من که در دل جامی

جز این صفت نبود شیوه دگر هنر من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify