گنجور

شمارهٔ ۶۶۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

چو می دور ازان لعل میگون خورم

حریفان می لعل و من خون خورم

شدم ناتوان از غمش وین زمان

خورم غم که دیگر غمش چون خورم

مده عشوه گو کز غمش بی خودم

من از باده مستم چه افیون خورم

حریفان کم می گرفتند و من

به یاد لبش هر دم افزون خورم

چه من سرخوش از جام عشقم چرا

می عشرت از خم گردون خورم

اگر مست لیلی شوم دور نیست

چو من باده از جام مجنون خورم

گل آمد به کف جام جامی چه عیب

که در پای گل جام گلگون خورم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام