گنجور

بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای غمت مایه ده شادی ما

بر درت بندگی آزادی ما

بنده خاص تو را نیست پسند

بر دل از بندگی غیر تو بند

فارغ است از دو جهان در دو جهان

نه عیان بسته چیزی نه نهان

جا گرفته به سر خشک زمین

گشته در کوی فنا خاک نشین

نشده خاطر او بند به هیچ

نه دلش یافته پیوند به هیچ

تافته روی ز روی همه کس

روی در روی تو آورده و بس

جامی از بندگی خویش ملول

دارد از خواجگیت چشم قبول

بر درت عز قبولیش بده

در رهت اذن دخولیش بده

بر وی افشان ز ره خود گردی

بر دلش نه ز غم خود دردی

افکن از منزل بی دردانش

رخت در کوی جوانمردانش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام