گنجور

بخش ۶۰ - مناجات در روی به ریاض توکل آوردن و از آنجا استشمام نسیم رضا کردن

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای دو عالم همه اجزا و تو کل

خار صحرای توکل ز تو گل

جزو را معرفت کل تو دهی

توشه راه توکل تو دهی

خاصگان را تو شوی راهنمون

سوی روزی ز سببها بیرون

گه پی تشنه لب پر تب و تاب

چشمه آب برآری ز سراب

گاه بر گرسنه از بی بر شاخ

ریزی از بهر غذا میوه فراخ

مرد ره را جگر شیر دهی

بار او بر کتف شیر نهی

چون شود بر کتف شیر سوار

تازیانه دهیش از دم مار

جان جامی که درین گرداب است

مرکز دایره اسباب است

ده به گلزار توکل راهش

ساز ازان روضه تماشاگاهش

غنچه آن چو شود نافه گشا

به مشامش برسان بوی رضا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام