گنجور

بخش ۴۵ - مناجات در توجه به مقام صبر بعد از تحقق به مقام فقر

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار
 

ای به سویت همه را روی نیاز

چشم لطف تو به روی همه باز

عاشقان کشته سودای تواند

داغ بر دل به تمنای تواند

درد دم بر دم تو همدمشان

داغ بی مرهم تو مرهمشان

رسته از خود ز پرستندگیت

خواجگی یافته از بندگیت

خرقه فقر و فنا پوشیده

در ره صدق و صفا کوشیده

گردن افراخته از طوق سگی

کرده در راه وفا تیز تگی

بنده جامی که سگ ایشان است

همچو ایشان ز وفاکیشان است

در کمند تو فتاده ست به بند

خالی از داغ سگانش مپسند

بست از خوان غنا دیده خویش

استخوانی نهش از فقر به پیش

صبر بر فقر و فناش آیین کن

تلخی صبر بر او شیرین کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام