گنجور

بخش ۷۴ - اشارت به آنکه مراد از این قصه صورت قصه نیست بلکه مقصود از آن معنی دیگر است که بیان کرده خواهد شد

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

باشد اندر صورت هر قصه ای

خرده بینان را ز معنی حصه ای

صورت این قصه چون اتمام یافت

بایدت از معنی آن کام یافت

وضع این را راهدانی کرده است

کو به سر کار راه آورده است

زان غرض نی قیل و قال ما و توست

بلکه کشف سر حال ما و توست

کیست از شاه و حکیم او را مراد

وان سلامان چون ز شه بی جفت زاد

کیست ابسال از سلامان کامیاب

چیست کوه آتش و دریای آب

چیست ملکی کان سلامان را رسید

چون وی از ابسال دامان را کشید

کیست زهره کآخر از وی دل ربود

زنگ ابسالش ز آیینه زدود

شرح اینها یک به یک از من شنو

پای تا سر گوش باش و هوش شو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام