گنجور

بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم
 

دل شه چون هوا پرست بود

ملک دین را ز وی شکست بود

دلش از شاهدان ساده عذار

در تمنای بوس و ذوق کنار

پاکی از خصم بر کنار نهد

بوسه بر تیغ آبدار دهد

قبله شاه شاهد ظفر است

کز همه شاهدان جمیل تر است

نخل بالاش رمح تیز گذار

بر صف صفداران کوه وقار

چشم شهلای او به سرمه سیاه

سرمه او غبار نعل سپاه

غمزه او سنان سینه شکاف

سینه پردلان روز مصاف

طلعتش آفتاب تیغ صیقل

غازیان را به روز فتح دلیل

هر که بر طلعتش گشاد نظر

بست دیده ز شاهدان دگر

الله الله که راست این شاهد

چه بلا دلرباست این شاهد

دل صد کس به خون بیالاید

تا یکی را جمال بنماید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام