گنجور

بخش ۷۴ - مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آن

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

زد حکیمی به طرف باغ قدم

دید زاغ و کبوتری با هم

هر دو فارغ نشسته بر یک شاخ

در زبان آوری به هم گستاخ

مانده حیران به فهم خرده شناس

کین نه بر وفق حکمت است و قیاس

صحبت جنس جز به جنس که دید

الفت بی مناسبت که شنید

ناگه از شاخ آمدند فرو

به تمنای آب بر لب جو

بر سر خاک در شتاب شدند

لنگ لنگان به سوی آب شدند

دید از آنجا که تیز فرهنگیست

که میانشان مناسبت لنگیست

لنگی پا رساند بر همشان

در تکاپوی ساخت همدمشان

که تو را شوق آن شود جامی

که رهی همچو میوه از خامی

شیوه نارسیدگان بگذار

رسم و راه رسیدگان بردار

تا ز خامی خویش و هیچ کسی

به مقام رسیدگی برسی

سوی پاکان توجهی می کن

به تکلف تشبهی می کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام