گنجور

بخش ۲۱ - حاصل جواب عارف از سؤال پسر

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

سخن عارف ستوده سیر

چون به اینجا رسید پیش پسر

گفت کای فهم را مهیا تو

عشق من بود ازین قبل با تو

رخت آیینه مصفا بود

زان جمال ازل هویدا بود

چشم من بود بر جمال ازل

چون در آیینه ات فتاد خلل

چشم ازان آینه فرو بستم

پس زانوی خویش بنشستم

شاهد از آینه چو تابد رو

به بود آینه سر زانو

آن که باشد ز زانو آینه اش

حسن معنی شود معاینه اش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام