گنجور

بخش ۷ - اشارت به ارادت

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه
 

وز پی آن بود ارادت و خواست

خواستی لایزال بی کم و کاست

فعل هایی که از همه اشیا

نو به نو در جهان شود پیدا

گر ارادی بود چو فعل بشر

ور طبیعی بود چو سیل و حجر

منبعث جمله از مشیت اوست

مبتنی بر کمال حکومت اوست

نخلد بی ارادتش خاری

نگسلد بی مشیتش تاری

فی المثل گر جهانیان خواهند

که سر مویی از جهان کاهند

گر نباشد چنان ارادت او

نتوان کاستن سر یک مو

ور همه در مقام آن آیند

که بر آن ذره ای بیفزایند

ندهد بی ارادت او سود

نتوانند ذره ای افزود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام