گنجور

بخش ۳ - فی وحدته سبحانه و تعالی

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه
 

واحد است او به ذات خویش و احد

وحدتی برتر از شمار و عدد

هر که را وحدتش شود مشهود

از عدد فارغ است و از معدود

ساحت عزتش بود زان پاک

که کند کس توهم اشراک

ره به امکان نیافت همتایش

تنگنای محال شد جایش

گر خدا بودی از یکی افزون

کی بماندی جهان بدین قانون

در فیض وجود بسته شدی

تار و پود بقا گسسته شدی

همه عالم شدی عدم با هم

بلکه بیرون نیامدی ز عدم

داند آن کش ز عقل باشد بهر

که دو شه را چو جا شود یک شهر

سلک جمعیت از نظام افتد

رخنه در کار خاص و عام افتد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام