گنجور

بخش ۷۷ - داوود علیه السلام با حضرت حق سبحانه در مناجات خود گفت یا رب لم خلقت الخق؟ حضرت سبحانه در جواب وی گفت کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

گفت داوود با خدای به راز

کای مبرا ز افتقار و نیاز

چیست حکمت در آفرینش خلق

که ازان قاصر است بینش خلق

گفت بودم پر از گهر گنجی

مخفی از چشم هر گهر سنجی

خود به خود در خود آن همه گوهر

دیدمی بی توسط مظهر

خواستم کان جواهر مکنون

بنمایم ز ذات خود بیرون

تا که بیرون ازین نشیمن راز

گردد احکامشان ز هم ممتاز

همه یابند سوی هستی راه

از خود و غیر خود شوند آگاه

آفریدم گهرشناسی چند

تا گشایند ازان گهرها بند

گوهر حسن را کنند اظهار

تا شود گرم عشق را بازار

روی خوبان بداند بیارایند

عشق عشاق ازان بیفزایند

چیست آن گنج، گنج ذات خدا

وان جواهر، جواهر اسما

بود اسما نهفته اندر ذات

شد عیان از ظهور موجودات

داشت اسما جمال پنهانی

لیکن از رتبه های امکانی

شد ز یک جلوه آن جمال نهان

ظاهر اندر مظاهر امکان

هر جمال و کمال فرخنده

که بود در جهان پراکنده

پرتو آن کمال دان و جمال

بهر تفصیل رتبه اجمال

صفت علم را ببین مثلا

جلوه گر در مجالی علما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام